رهروی عشق

  • خانه 

شیخ با تقوا

08 اسفند 1395 توسط رهروی عشق

یکی از شاگردان شیخ انصاری نقل می کند: « وقتی به مجلس درس شیخ آمدم از مطالب و تقریراتش هیچ نمی فمیدم ، خیلی به این حالت متاثر شده، به حضرت امیر (ع) توسل جستم، شبی در خواب خدمت آن حضرت رسیدم، ایشان در گوش من « بسم الله الرحمن الرحیم » قرائت فرمود. صبح چون در مجلس درس شیخ حاضر شدم، درس را می فهمیدم.کم کم جلو رفتم. پس از چند روز به جایی رسیدم که در آن مجلس صحبت می کردم. آن روز پس از ختم درس، خدمت شیخ رسیدم. وی آهسته در گوش من فرمود: « آن کس که « بسم الله » را در گوش تو خوانده تا « و لاالضالین » را هم در گوش من خوانده است.»

افلاکیان خاک نشین ، ص 14

 نظر دهید »

توسل آیت الله میلانی

01 اسفند 1395 توسط رهروی عشق

توسل آیت الله میلانی
حاج آقای باقری از شاگردان آیت الله العظمی میلانی می گفتند: یک بار که خدمت استاد بودم ایشان فرمودند : « فلانی! منبر که می روی چهل نفر از این جوانان پای منبرت را بیاور کارشان دارم. » بنده از این دستور استاد تعجب کردم ولی اطاعت امر کرده و چهل نفر از جوانان را آوردم.آقا فرمود:« یکی یکی بیایند داخل اتاق شوند.» ما اصلا نفهمیدیم که چکار دارد، فقط هر جوانی وارد می شد پس از چند لحظه با چشم گریان بیرون می آمد و اصلا حرف نمی زد و حدود بیست نفر وارد شدند تا اینکه من بی تابی کردم و داخل رفتم ببینم حکایت چیست! وقتی وارد اتاق شدم آقا نشسته بودند و کفنش هم کنارش بود و هر جوانی که داخل می شد از او سوال می کرد که: «تو امام حسین (ع) را دوست داری؟ »آنها جواب می داند بله آقا. می فرمود: «خیلی؟ »جواب می داند : ان شاء الله که همینطور است. به محض این که اشک از دیده جوانان جاری می شد آقای میلانی سریع کفن خود را به اشک آنها می مالید. با دیدن این صحنه جوان ها بیشتر منقلب می شدند و گریه می کردند و از اتاق بیرون می آمدند. بعدا از ایشان سوال کردم: آقا شما که مرجع هستید و اجازه اجتهاد خیلی از مراجع را داده اید و… دیگر به این مسائل احتیاجی ندارید. آقا فرمودند: « اگر چیزی به دردم بخورد، همین توسل به حسین زهرا (علیهما السلام) است.»

هزار و یک نکته اخلاقی از دانشمندان، ص 199-198.(افلاکیان خاک نشین،ص100)

 نظر دهید »

به یاد مدرس

28 بهمن 1395 توسط رهروی عشق

مدرس ،شیخ محمدرضا مهدوی قمشه ای که فقیه معروفی بود را دیده بود، پیشنهاد داد که بیاید تهران و در مدرسه سپهسالار تدریس کند که آیت الله مهدوی گفته بود؛ آقا وسایلش فراهم نیست ، باید مقدمات آن را تدارک دید. و مدرس پاسخ داده بود: تحصیلات علوم دینی، اسبابش، بی اسبابی است. هیچ چیز نمی خواهد جز همت، من وقتی در نجف رفتم در مدرسه صدر اتاقی محقر داشتم که طول آن به اندازه قامت من نبود زمانی که در آن می خوابیدم، پاهایم از در اتاق بیرون می آمد ولی هدف اتاق نبود. کار خود را با جدیت ادامه دادم و برای فراگیری علوم دینی کوشیدم تا وقتی که آ شیخ حسنعلی اصفهانی آمد و گفت : بیایید به اتاق من و من هم حجره ایشان شدم.


او یک مدرس بود، ص83

1483956659_.jpeg

 نظر دهید »

آیا راه و رسم امانت داری این گونه است؟

28 بهمن 1395 توسط رهروی عشق

✳️ آیا راه و رسمِ امانت‌داری این‌گونه است؟

تا جوانید فکری کُنید، نگذارید پیر و فرسوده شوید.
شما اگر خدای نخواسته خود را اصلاح نکردید و با قلب‌های سیاه، چشم‌ها، گوش‌ها و زبان‌های آلوده به گناه از دنیا رفتید، خدا را چگونه ملاقات خواهید کرد؟

این اماناتِ الهی را که با کمالِ طهارت و پاکی به شما سپرده شده، چگونه با آلودگی و رذالت مُستَرَد خواهید داشت؟

این چشم و گوشی که در اختیارِ شماست، این دست و زبانی که تحتِ فرمانِ شماست، این اعضاء و جوارحی که با آن زیست می‌کُنید، همه اماناتِ خداوند متعال می‌باشد که با کمالِ پاکی و درستی به شما داده شده است. اگر ابتلاء به معاصی پِیدا کُنَد، آن‌گاه که بخواهید این امانات را مُستَرَد دارید ممکن است از شما بپرسند که راه و رسم امانت‌داری این گونه است؟

ما این امانات را این‌طور در اختیارِ شما گذاشتیم؟ قلبی که به شما دادیم چنین بود؟ چشمی که به شما سپردیم این‌گونه بود؟ دیگر اعضاء و جوارحی که در اختیار شما قرار دادیم چنین آلوده و کثیف بود؟

در مقابلِ این سؤال‌ها چه جوابی خواهید داد؟ خدای خود را با این خیانت‌هایی که (بعضی از شما(ها)) به اماناتِ او کرده‌اید چگونه ملاقات خواهید کرد؟


امام خمینی (ره)، جهاداکبر، انتشاراتِ امیر_کبیر، 1360، ص 61.

1485756555005.jpg

 نظر دهید »

تقوایشان دیوانه ام کرده است

28 بهمن 1395 توسط رهروی عشق

هر بار هم که برای بازجویی می آوریمشان، خودشان را با پتو می‌پوشاندند تا معلوم نشوند. یعنی تا زیر دماغ، پتو بودند. موقع بازجویی هم به سوالات جواب نمی‌دادند. من یک بار هم چشم اینها را ندیدم. همیشه سرشان پایین بود و می‌گفتند: «ما با نامحرم صحبت نمی‌کنیم. اگر هم مطلبی دارید روی کاغذ بنویسید ما هم روی کاغذ جواب می‌دهیم».

تقوای آنها مرا دیوانه کرده بود!»

اینها را منوچهری شکنجه‌گر ساواک می‌گفت.

منبع:
با تلخیص و تصرف از حاشیه های مهم تر از متن. ص 181/ به نقل از تاریخ شفاهی سازمان مهدیون ص 155

14859369151_sihbku.jpg

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • 13
  • 14
  • ...
  • 15
  • ...
  • 16
  • 17
  • 18
  • ...
  • 19
  • 20
آبان 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            

رهروی عشق

جستجو

موضوعات

  • همه
  • اقتصاد
  • بدون موضوع
  • بزرگان
  • تربیت فرزند
  • حدیث
  • حدیث باران
  • داستان
  • دلنوشته
  • سایر
  • معصومین
  • مناجات
  • مناسبت ها
  • مناظره
  • نمی از یم امام انقلاب
  • کشکول
  • کلام رهبر

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس