رهروی عشق

  • خانه 

تقسیم بندی علوم

03 اردیبهشت 1396 توسط رهروی عشق

قالَ الا مام موسى بن جعفر الكاظم صلوات اللّه عليه:
1 وَجَدْتُ عِلْمَ النّاسِ فى اءرْبَعٍ: اءَوَّلُها اءنْ تَعْرِفَ رَبَّكَ، وَالثّانِيَةُ اءنْ تَعْرِفَ ما صَنَعَ بِكَ، وَالثّالِثَةُ اءنْ تَعْرِفَ ما اءرادَ مِنْكَ، وَالرّبِعَةُ اءنْ تَعْرِفَ ما يُخْرِجُكَ عَنْ دينِكَ.
فرمود: تمام علوم جامعه را در چهار مورد شناسائى كرده ام:
اوّلين آن ها اين كه پروردگار و آفريدگار خود را بشناسى و نسبت به او شناخت پيدا كنى.
دوّم، اين كه بفهمى كه از براى وجود تو و نيز براى بقاء حيات تو چه كارها و تلاش هائى صورت گرفته است.
سوّم، بدانى كه براى چه آفريده شده اى و منظور چه بوده است.
چهارم، معرفت پيدا كنى به آن چيزهائى كه سبب مى شود از دين و اعتقادات خود منحرف شوى يعنى راه خوشبختى و بدبختى خود را بشناسى و در جامعه چشم و گوش بسته حركت نكنى -.

كافى: ج 1، ص 50، ح 11، اءعيان الشيعة: ج 2، ص 9، نزهة النّاظر: ص 121، ح 1.

 نظر دهید »

میزان مطالعه علامه طباطبایی در شبانه روز

31 فروردین 1396 توسط رهروی عشق

#علامه_و_مطالعه
قابل توجه دوستانی که از حجم درسها و نزدیکی امتحانات می نالند:
آیت الله احمدی میانجی (رحمه الله) درباره علامه طباطبایی (رحمه الله ) می گوید: « گاهی تمام شب را مطالعه می کرد. روزی گفت: « دکتر گفته مطالعه نکن» به ایشان عرض کردم : « خوب مطالعه نکنید!» فرمود: « بی کار زندگی کردن از مرگ هم بدتر است.» و ادامه داد: « مطالعه می کنم و روزی هم می میرم.» بعد از منع طبیب، ایشان بیست جلد المیزان را نوشت! یک بار به ایشان عرض کردم: « از این همه مطالعه خسته نمی شوید؟» فرمود: « علم همچون باغ است اگر در این باغ خسته شوم، به باغ دیگر می روم.» روزی فرمود : « من در شبانه روز، شش ساعت را صرف خوردن و خوابیدن و عبادت می کنم و هجده ساعت هم مشغول تفکر هستم.» و عجیب این که ادامه می داد: « که گاهی هنگام تفکر خوابم می برد؛ وقتی بیدار می شوم، افکارم را از آن جا که مانده بود، ادامه می دهم( چون می بینم) حتی در خواب هم فکرم مشغول بود.!»

منبع: ز مهر افروخته ، ص 26

1482819084-5434443868236044523.jpeg

 1 نظر

قدری تامل کنیم

31 فروردین 1396 توسط رهروی عشق

#به_قلم_خودم
#قدری_تامل
روز مادر که می شود از هفته ها جلوتر همه به فکر مادرمان می افتیم ،برایش کادو می خریم و یک جوری می خواهیم زحمات چندین ساله او را جبران کنیم ، روز پدر که می شود؛ همینطور… روز تولد عزیزانمان را هیچگاه فراموش نمی کنیم و حتی با یک تبریک ساده از آمدن او به این دنیا احساس خشنودی می کنیم و تمام توجهات در یک روز خاص معطوف او می شود و دلمان می خواهد کادویی بخریم که او بپسندد و خوشحال شود. در سالگرد ازدواج…
ولی تا حالا شده یک روز فقط برای خدا باشد،روز خدا باشد و آن روز همه برای رضایت و خشنودی خدا کار کنند و کادویی را به خدا دهیم تا او را واقعا خوشحال سازد.
تا حالا فکر کردید تنها کسی که گاه و بیگاه او را می رنجانیم و شاید در مواقع مختلف به فکرش نباشیم خداست و یادمان باشد تنها کسی که توی دنیا عاشقانه دوستمان دارد و همیشه به فکر ماست خداست.

1492587611alah.jpg

 نظر دهید »

قدری تامل کنیم

31 فروردین 1396 توسط رهروی عشق

#به_قلم_خودم
#قدری_تامل
روز مادر که می شود از هفته ها جلوتر همه به فکر مادرمان می افتیم ،برایش کادو می خریم و یک جوری می خواهیم زحمات چندین ساله او را جبران کنیم ، روز پدر که می شود؛ همینطور… روز تولد عزیزانمان را هیچگاه فراموش نمی کنیم و حتی با یک تبریک ساده از آمدن او به این دنیا احساس خشنودی می کنیم و تمام توجهات در یک روز خاص معطوف او می شود و دلمان می خواهد کادویی بخریم که او بپسندد و خوشحال شود. در سالگرد ازدواج…
ولی تا حالا شده یک روز فقط برای خدا باشد،روز خدا باشد و آن روز همه برای رضایت و خشنودی خدا کار کنند و کادویی را به خدا دهیم تا او را واقعا خوشحال سازد.
تا حالا فکر کردید تنها کسی که گاه و بیگاه او را می رنجانیم و شاید در مواقع مختلف به فکرش نباشیم خداست و یادمان باشد تنها کسی که توی دنیا عاشقانه دوستمان دارد و همیشه به فکر ماست خداست.

1492587611alah.jpg

 نظر دهید »

من برای مسلمان شدن آماده ام...

29 فروردین 1396 توسط رهروی عشق

در کتاب جرعه ای از دریا، ج2، ص658 این قضیه در خصوص مرحوم راشد [شیخ حسینعلى راشد، واعظ مشهور] نقل شده است:

در زمان شاه مى‏ خواستند در منطقه بهارستان تهران، اطراف ساختمان مجلس شوارى ملّى را بسازند و باید 35 خانه خراب مى‏ شد. به اطلاع صاحبان خانه ‏ها رساندند که خانه شما را مترى فلان مقدار مى ‏خریم. هر کس اعتراض دارد، بنویسد تا رسیدگى شود. هیچ‏کس به جز مرحوم راشد اعتراض نکرد. این جریان خیلى بر مسؤولین گران آمد، و گفتند: «فقط اینکه آخوند است، اعتراض کرده!»

بعد مرحوم راشد را دعوت کردند و آماده شدند براى اینکه به او حمله کنند و خفیفش نمایند.

راشد آمد و بعد از سلام و احوال‏پرسى از او پرسیدند که اعتراض شما چیست؟ گفت: حقیقتش این است که این خانه را من سالها قبل و به قیمت خیلى کم خریده‏ ام و در این مدت زمان طولانى مخروبه شده و به نظر من قیمتى که شما پیشنهاد کرده ‏اید، زیاد است! من راضى نیستم از بیت المال مردم قیمت بیشترى براى خانه‏ ام بگیرم.

بهت و تعجّب همه را فرا گرفت و یکى از اعضاى کمیسیون که از اقلیتهاى دینى بود، از جا برخاست و راشد را بوسید و گفت: «اگر اسلام این است، من آماده ‏ام براى مسلمان شدن…».

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 7
  • 8
  • 9
  • ...
  • 10
  • ...
  • 11
  • 12
  • 13
  • ...
  • 14
  • ...
  • 15
  • 16
  • 17
  • ...
  • 20
آبان 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            

رهروی عشق

جستجو

موضوعات

  • همه
  • اقتصاد
  • بدون موضوع
  • بزرگان
  • تربیت فرزند
  • حدیث
  • حدیث باران
  • داستان
  • دلنوشته
  • سایر
  • معصومین
  • مناجات
  • مناسبت ها
  • مناظره
  • نمی از یم امام انقلاب
  • کشکول
  • کلام رهبر

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس